يه نگاه خيلي عاشق
يه بهشت خيلي كوچيك ،از تو اينجا، توي رويام ساخته بودم
يه بهار خيلي سرسبز ، از تو اينجا ، تو نگاهم كاشته بودم
يه نگاه خيلي عاشق ، از تو اينجا ، توي قلبم باخته بودم
از تو تو دنياي رويام يه فرشته ساخته بودم
تموم هستيم و يكجا به نگاهت باخته بودم
پاك پاك مث فرشته گل تو با عشق سرشته
دل شكستن بي وفايي اي گناه سرنوشته
توي اين بهشت كوچيك ما دو تا پرنده بوديم
توي گير و دار تقدير هميشه برنده بوديم
تو بهار سبز دلها بي بهانه مي شكفتيم
تو خزون براي برگا قصه بهار مي گفتيم
تو همون شاهزاده بودي همون شاهزاده رويام
همون شاهزاده قصه خواب خوب بچگي هام
يه روزي مي آي سراغم مي گي كه جدايي بسه
من و با اسب سفيدت مي بري به شهر قصه
توي يك قصر بلوري ، توي يك لباس توري
مي شينم من دركنارت ، با چه شوق و با چه شوري
من مي شم خوشبخت خوشبخت
مي كشم

